یه روز یه سیب از روی درخت افتاد روی سر یه مرد و اون مرد جاذبه زمین رو کشف کرد.
یه روز یه سیب از روی درخت افتاد روی سر یه مرد و اون مرد سیب رو نقاشی کرد.
یه روز یه سیب از روی درخت افتاد روی سر یه مرد و اون مرد سیب رو با لذت خورد.
یه روز یه سیب از روی درخت افتاد روی سر یه مرد و اون مرد رفت تا سخاوت درخت رو با دوستانش
تقسیم کنه.
یه روز یه سیب از روی درخت افتاد روی سر یه مرد و اون مرد گفت:من هم مثل تو از ریشه و خانواده ام
جدا شدم و اون یگانه سیب همدم اون مرد تنها شد.
یه روز یه سیب از روی درخت افتاد روی سر یه مرد و اون مرد شعری درباره سیب نوشت:
زندگی یک سیب است گاز باید زد با پوست....
واقعآ چرا یه روز یه سیب از روی درخت افتاد روی سر یه مرد؟؟!
پ.ن.برای خوردن یک سیب چقدر تنها مانده ایم...